1. پرش به گزارش
  2. پرش به منوی اصلی
  3. پرش به دیگر صفحات دویچه وله

شش چهره از میان دانش‌آموزان مدرسه آلمانی تهران

مصاحبه‌گر: رخسانا ثریا، برگردان: کیمیا۱۳۸۶ تیر ۱۲, سه‌شنبه

با شش تن از دانش آموزان مدرسه آلمانی تهران آشنا می‌شویم، با اسپوشما، تینا، سعید، سینا، شیلان و فردریکه.

https://p.dw.com/p/B7gi
کلاس ۵
کلاس ۵عکس: DBST
اسپوشما
اسپوشماعکس: DBST

اسپوشمای واهیسی

کمی از خودت بگو

اسم من اسپوشمای واهیسی است وتقریباً چهارسال پیش به همراه خانواده ام به خاطرشغل پدرومادرم به ایران آمده‌ام. اوایل کمی بدبین بودم، اصلا نمی توانستم تصورکنم که وقتی می خواهم بیرون بروم باید روسری سرم کنم، اما بعد ازیک سال به شرایط ومحیط عادت کردم .من الان پانزده سالمه و به کلاس دهم مدرسه آلمانی ها می روم. من یک برادرهم دارم و ما دوتایی به یک کلاس می رویم.

چه درسی را از همه بیشتر دوست داری؟

ریاضی، آلمانی، انگلیسی و هنر.

سرگرمی های مورد علاقه‌ی تو کدامها هستند؟

اسنوبرد کردن، چت کردن با دوستانم درآلمان و شنا کردن.

کتابهایی را که از همه بیشتر دوست داری کدامها هستند؟

شهاب (دن براون)، فیزیکدان (دورنمات) و حافظ

و فیلم مورد علاقه‌ات؟

رمز داوینچی،اره ۱-۳، Scary Movie ، آتش بس

بیشتر به چه نوع موسیقی گوش می‌دهی؟

Billy Talent, Panic at the disco, My chemical romance, Bullet for my Valentine, AFI., System of a down, Fall out boy, 30 seconds to Mars

دوست داری به کدام کشور یا سرزمین سفر کنی؟

بیشترازهمه به سیدنی (استرالیا) چون که مثل تهران یک شهربزرگ و آفتابی است!

مهمترین آرزوهای تو چی هستند؟ سه تا از آنها را می‌گویی؟

اولین آرزویم سلامتی است. بعدش اینکه درآینده یک روانشناس موفق بشوم. آخرین آرزویم هم این است که کاشکی مدرسه‌ام کلاس یازدهم را هم داشت، تا من بتوانم بازهم اینجا زندگی کنم!

••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

تینا
تیناعکس: DBST

تینا دریسلر

لطفاً خودت را معرفی کن و بگو که اهل کجا هستی؟

اسم من تینا دریسلراست، چهارده سالمه ودورگه هستم. مادرم ایرانی وپدرم آلمانی است. دو خواهر بزرگترازخودم دارم. درایران به دنیا آمده‌ام وهمینجا‌هم زندگی می‌کنم. خواهرهایم دو قلوهستند و ۲۱ سال دارند. هردویشان اینجا کارمی کنند اما آنها مثل من به مدرسه آلمانی ها نرفتند، درعوض به یک مدرسه‌ی ایرانی رفتند. من تهران را خیلی دوست دارم و دلم نمی‌خواهد که ازاینجا بروم.

چه درسی‌ را از همه بیشتر دوست داری؟

انگلیسی، هنر‌و ورزش.

سرگرمی‌های تو بیشتر چه چیزهایی هستند؟

اسنوبرد، شنا، بیرون رفتن با دوستانم و سگم.

کتابهای مورد علاقه‌ی تو کدامها هستند؟

Tintenherzو Tintenblut

چه فیلمی را بیشتر از همه دوست داری؟

سریع و آتشین، Tokyo Drift

بیشتر به چه نوع موسیقی علاقه داری؟

هیپ هاپ، رپ و گاهی وقتها هم متال.

دوست داری به کدام کشور یا سرزمین سفر کنی؟

به تایلند و مصر.

سه تا از مهمترین آرزوهای تو کدامند؟

اولین آرزویم این است که دامپزشک بشوم، بعدش اینکه بتونم گروه موسیقی مورد علاقه ام را ببینم و دیگه اینکه اصلا جنگی وجود نداشته باشد.

••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

سعید
سعیدعکس: DBST

سعید فارسان واهیسی

لطفاً کمی از خودت و خانواده ات بگو.

من سعید فارسان واهیسی هستم وشانزده سالمه. الان هم به مدرسه سفارت آلمان در تهران می روم. سیزده سال درآلمان زندگی کردم واز۴ سال پیش با خانواده ام درایران هستم. البته امسال دوباره برمی‌گردم به آلمان. ما یک خانه درآلمان و یک خانه هم درایران داریم. پدرم اهل افغانستان هست اما از بچگی درآلمان بزرگ شده است. آن زمان ها به خاطر جنگ بین افغانستان و شوروی ، ازافغانستان فرار کرد.

مادرم ایرانی است اما از ۱۸ سالگی درآلمان زندگی کرده است. اوهم بعد ازسرنگونی شاه، ایران را ترک کرد. هردوی آنها رییس یک شرکت بزرگ و موفق درایران هستند. من هم چون درآلمان بزرگ شده ام و پاسپورت آلمانی دارم به مدرسه آلمانی ها درتهران می روم.

چه درسی را از همه بیشتر دوست داری؟

ورزش، علوم اجتماعی، هنر، انگلیسی، تاریخ و ریاضی.

در اوقات بیکاریت چه کارهایی را انجام می‌دهی؟

با دوستانم بیرون می‌روم، چت می‌کنم، فیلم می‌بینم، اسنوبرد بازی می‌کنم، گیتارالکتریکی راک می‌زنم و به موسیقی راک گوش می‌دهم.

کتاب ها، نویسندگان و شاعران مورد علاقه، ایرانی یا خارجی:

کتابهای: ابر، نفرین، فیزیکدان، رمز داوینچی و گل صحرا.

چه فیلم هایی را از همه بیشتر دوست داری؟

سریع وآتشین ۱-۳، رمبو ۱-۳، عطر، رمئو باید بمیرد، شبها درموزه و White Chicks

به چه موسیقی بیشتر از همه گوش می‌دهی؟

من خیلی به گروه های Fall out boy, My chemical romance, Boundzound وBilly Talent علاقه دارم.

سه تا از مهمترین آرزوهایت را بگو؟

اولین آرزویم اینست که درآینده یک خانواده تشکیل بدهم، یک تاجرخوشبخت و موفق بشوم وآخرین آرزویم هم اینست که بتونم به گذشته یا آینده سفرکنم!

••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

سینا
سیناعکس: DBST

سینا کِمپف

لطفاً خودت را معرفی کن.

من سینا کِمپف هستم و ۱۴سال پیش درهامبورگ بدنیا آمدم. والدین من دریونان زندگی می‌کردند اما زمانی که من متولد شدم، برای تعطیلات به آلمان رفته بودند. من دوسال دریونان و دوسال درنیویورک زندگی کردم. پس ازآن به دلیل فوت مادرم به سوییس مهاجرت کردیم. پنج سال درسوییس بودیم وبعد به دلیل شغل پدرم به ونزوئلا سفرکردیم. پدرم دیپلمات است. بعد ازچهارسال اقامت درونزوئلا به ایران آمدیم والان من به مدرسه‌ی آلمانی ها درتهران می روم.

درسهای مورد علاقه ات کدامها هستند؟:

ورزش

و‌سرگرمی هایت؟

سرگرمی من به طورکلی ورزش است، اما بازیهای کامپیوتری، اسکیت وموسیقی گوش کردن راهم دوست دارم.

کتاب ها، نویسندگان و شاعران مورد علاقه‌ی تو چه کسانی هستند؟ :

نویسنده‌ی مورد علاقه‌ی من "اون کالفر" (Eoin Colfer) است. کالفرایرلند‌ی ونویسنده‌‌‌ی کتابهای علمی وتخیلی است. کتابهایی را که من ازاو دوست دارم، آنهایی هستند که مربوط به "آرتمیس فاول" می شوند. این کتابها به زبانهای مختلفی ترجمه شده‌اند. من انگلیسی وآلمانی آنها را دارم.

چه فیلمی را از همه بیشتر دوست داری؟

فیلمی را که من خیلی دوست دارم، "تروا" است.

بیشتر به چه نوع موسیقی گوش می‌دهی‌؟

راک، موسیقی قدیمی ایرانی، هیپ هاپ، House وReggae

دوست داری به کدام کشور یا سرزمین سفر کنی؟

من خیلی دوست دارم که به توکیو یا تایلند سفرکنم. به نظرمن آسیا خیلی جذابتراز آمریکا است. البته آمریکای جنوبی هم قشنگ است.

چه آرزویی داری؟ تو میتوانی سه تا آرزو کنی، شغلی یا برای زندگیت.

اولین آرزوی من این است که بتوانم وکیل شوم. دومین آرزوی من داشتن، یک خانه‌ی زیبا درساحل جامائیکا است، البته با خانووووواده‌ام، وآخرین آرزویم برقراری صلح درتمام دنیاست.

••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

شیلان
شیلانعکس: DBST

شیلان دباغ حسین پور

لطفاً خودت را معرفی کن.

اسمم شیلان دباغ حسین پور است و شانزده سالمه. پدرم ایرانی و پزشک ارشد جراح است. اسم مادرم رگینا دورشلاگ (Regina Duerschlag) هست و در رشته‌ی علوم تربیتی تحصیل کرده است. البته مادرم آلمانی-لهستانی است. من درایران متولد شده‌ام و تا سه سالگی هم دراینجا زندگی کردم. اما بعد به برلین رفتیم و پنج سال درآنجا ماندیم. من درآلمان به مدرسه‌ی ابتدایی شلیمن (Schliemann) می رفتم. به دلایل شغلی مجبورشدیم که به گران کاناریا (یکی از جزیره های جزایرقناری-Gran Canaria) سفرکنیم. درآنجا من درColegio Aleman ادامه تحصیل دادم وازچهارسال پیش تا الان هم درمدرسه‌ی آلمانیها درس می خوانم.

چه درسهایی را از همه بیشتر دوست داری؟ :

درسهای مورد علاقه‌ی من زیست شناسی، آلمانی، ورزش وانگلیسی هستند.

و سرگرمی هایت؟

ملاقات دوستانم، موسیقی گوش دادن، بیرون رفتن وخرید کردن. دراصل همه‌ی کارهایی که یک نوجوان دراوقات فراغتش انجام می‌دهد. من توی مدرسه مان هم عضو تیم بسکتبال- AG هستم. علاوه برهمه‌‌ی اینها ازگشتن توی اینترنت وچت کردن با دوستانم هم لذت می برم.

کتاب ها، نویسندگان و شاعران مورد علاقه‌ات چه کسانی هستند؟

یکی ازکتابهای موردعلاقه‌ی من "خاطرات گیشا" است . کتاب "فیزیکدان" اثردورنمات هم هست که ما الان درکلاس درس آلمانی می خوانیم.

فیلمهای مورد علاقه‌ات کدامها هستند؟ :

مهم نیست که چقدرسبک به نظربرسد، اما فیلم مورد علاقه‌ی من "تایتانیک" است! البته منScary Movie را هم دوست دارم یا فیلم های Traumschiff Surpriseو Europe Trip. به طورکل من ازفیلمهایی خوشم می آید که کاملاً عجیب وغریب هستند. به فیلمهای واقعی هم علاقه دارم مثل فیلم "زوال" یا فیلم "فهرست شیندلر".

بیشتر چه نوع موسیقی را گوش می‌دهی؟ :

شخصاً به آهنگهایBeyonce, Nickelback, Sean Paul, Seed, Panic at the Disco و یا Justin Timberlake گوش می کنم. بعضی وقتها همR&B, Reaggy, Brit-Pop و راک. به طور کلی من یک نوع موسیقی خاص گوش نمی کنم، مهم اینست که به نظرم قشنگ بیاد.

دوست داری به کدام کشور یا سرزمین سفر کنی؟

دوست دارم دوستانی را که پارسال دردبی باهاشون آشنا شدم دوباره ببینم. ما پارسال درقالب یک برنامه‌ی تبادل دانش آموزبه دبی سفرکردیم. دلم می خواهد یک باردیگرسرفرصت ازشهردیدن کنم. یک جای دیگرهم که دوست دارم ازنزدیک ببینم، نیویورک است. من تا به حال آنجا نبودم. کلاً من آدمی نیستم که به طبیعت وابسته باشد، بیشتراهل مراکزخرید واستخرهتلها هستم!

چه آرزویی داری؟ تو میتوانی سه تا آرزو کنی، شغلی یا برای زندگیت.

اولین آرزوی من تحقق بخشیدن به رویای شغلیم است. من همیشه دلم می خواست که پزشکی بخوانم. بعد از گذراندن یک دوره‌ی کارآموزی دریک کلینیک جراحی زیبایی، بیشتردوست دارم که جراح زیبایی بشوم.

دومین آرزوی من درباره‌ی تلویزیون است. درتلویزیون همیشه چیزهای منفی درباره‌ی ایران پخش می شوند که حقیقت ندارند. اینجاهم خیلی ازنوجوانها درخیابانها گردش می کنند. ما درتهران اگرنگویم که مدرن تروخوش تیپ ترازنوجوانها درآلمان می گردیم، اما دقیقاً همانطورهستیم که نوجوانهای آلمانی هستند. این درست است که تفاوتهای فرهنگی وجود دارند اما با وجود این تهران مکان مناسبی برای خارجی‌هاست. با پایان تحصیل درمدرسه‌ی آلمانیها ما این امکان را داریم که آرزوهای شغلیمان را راحتتربه واقعیت تبدیل کنیم. درست است که درسهای ما مشکل هستند اما باعث می‌شوند که ورود ما به یک مدرسه‌ی آلمانی درآلمان آسانترباشد.

از آنجایی که کلاس دهم آخرین کلاس این مدرسه است و بعد ازآن ما باید هر کدام به جای دیگری برویم، سومین آرزوی من این است که با دوستانم درتماس بمانم وارتباطم با بهترین دوستم "کیم" که پارسال به هند رفت، افزایش پیدا کند.

••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

فردریکه
فردریکهعکس: DBST

فریدریکه پل

اول ازهمه می‌شود خودت را معرفی کنی و بگویی که از کدام کشور می‌آیی؟

اسم من فریدریکه پل است. سیزده سالمه و درآلمان به دنیا آمده ام. چون پدرم دیپلمات است بعد از تولد من ما به مصررفتیم. بعد ازاینکه من یک سالم شد به مقدونیه سفرکردیم و بعد ازآن هم دو سال و نیم در آلمان بودیم. آخرسرهم به اتیوپی رفتیم و ۴ سال درآنجا ماندیم. دراتیوپی من به مدرسه رفتم. بعد ازآن دوباره برای مدت سه سال به آلمان برگشتیم وحالا هم درتهران زندگی می کنیم. من دو تا برادر۶ و ۱۱ساله دارم . پدرومادرم هم هردو آلمانی هستند.

چه درسهایی را از همه بیشتر دوست داری؟

آلمانی و ورزش.

سرگرمی‌هایت بیشتر چه چیزهایی هستند؟

مطالعه، شنا، موسیقی ( پیانو وفاگوت)، سگم و تمبرهای پستی!

چه کتاب، نویسنده و یا شاعری راازهمه بیشتر دوست داری ؟

کتاب ارباب حلقه ها اثر جی. آر. تالکین.

و فیلم مورد علاقه‌ات؟

ارباب حلقه ها ونفرین دزدان دریایی کارائیب.

بیشتر چه نوع موسیقی را گوش می‌دهی؟

موسیقی پاپ وکلاسیک را از همه بیشتر دوست دارم.

دلت می‌خواهد به کدام کشور یا سرزمین سفر کنی؟

به هند، قطب جنوب و قطب شمال!

چه آرزویی داری ؟ می‌توانی سه تا آرزو کنی،یا شغلی یا برای زندگیت.

سلامتی، تحصیل دررشته حقوق واینکه همیشه همینطورمن وخانواده ام درک متقابلی ازهم داشته باشیم.