1. محتوای اصلی
  2. فهرست اصلی هدایتگر سایت (navigation)
  3. محتوای افزون‌گشته
  4. هدایتگر سرصفحه
  5. جستجو
  6. گزینش از میان ۳۰ زبان


 

زنان | 16.07.2007

سکسوالیته و هویت زنانه

 

 


تجربه‌ای دوگانه با بدن خود

 

مسئله‌ی مهمی که در نوع برخورد انسان با مسائل جنسی نقش تعیین کننده دارد و در دوره بلوغ بروز می‌کند، مسئله‌ی خود ارضایی است. کاظم زاده می‌گوید‌:
این تجربه تعیین‌کننده است، "چون شما در خود ارضایی، هم‌زمان جسم خود را به دو صورت تجربه می‌کنید، هم به عنوان فاعل، هم به عنوان مفعول. یعنی بدن شما موجودی است که هم لذت می‌دهد، و هم به عنوان موجودی که لذت را می‌گیرد."

به نظر رضا کاظم‌زاده سرکوب خود ارضایی، مخصوصا در دخترها در دوره بلوغ، که از مهمترین مراحل تربیت است بعدها لذت بردن از بدن خود را برای زن به نوعی دچار مشکل می‌کند. این تربیت زن را به مسیری می‌اندازد که:
«بدن من وسیله‌ای است برای سرویس دادن به جنس مقابل. ولی این حق را نسبت به آن ندارم که خود من بتوانم از آن لذت ببرم.»

تجربه ای که دختران در اولین سالهای بلوغ می‌کنند، پایه هایی می‌شود برای نوع نگاه و نوع عاطفه آنها به مسائل جنسی در آینده. و همین نوع برقراری ارتباط با خود و بدن خود باعث می‌شود که بعدها که دختر به دبستان، دبیرستان و دانشگاه می‌رود و بالاخره هنگامی که وارد اجتماع و بازار کار می‌شود، به اشکال متفاوت با حقوق خود برخورد کند. از حق خود آشکارا یا خجلت زده، با شهامت یا با ترس دفاع کند؛ با اطمینان به درستی خواسته هایش مبارزه کند یا با ناباوری؛ و یا شاید اصلا مبارزه نکند.

درونی کردن ارزشهای اجتماعی

انسان در جریان تربیت که مضمون آن اجتماع‌پذیری است، ارزشهایی را از جامعه می‌گیرد و آنها را درونی می‌کند. در زمینه‌ی جنسی نیز چنین است. رضا کاظم زاده می‌گوید:

«ارزشهایی که درونی می‌شوند، درحقیقت به نوعی کنترل جامعه هستند روی فرد، بدون اینکه از بیرون نظارتی وجود داشته باشد. درحقیقت با تعبیه این ارزشها در درون فرد، خود به خود او مطابق آن مدلی فرهنگ غالب، عمل می‌کند."

بایستگی‌های خود بودن
 
بایسته برای خود بودن، برای تجربه‌ی کشف بدن خود، لذت بردن از آن و لذت بردن از لذتی که آن بدن می‌برد، بی هیچ احساس ترس یا گناهی، نه تنها شهامت فردی است، بلکه فرهنگی هم هست که فرد بتواند بر زمینه‌ی آن تجربه جدیدی را که می‌خواهد از بدن خود داشته باشد، با دیگران با صراحت مطرح کند و در موردش حرف بزند. به عبارت دیگر برای رسیدن به این مرحله، باید برای طرح موضوع و گفت‌وگو در مورد آن، یک گفتمان اجتماعی روشنگر و دموکراتیک وجود داشته باشد و این گفتمان جای در خوری در فرهنگ بیابد.

اگر به تاریخ مدرن ایران نگاه کنیم، می‌بینیم تنها زنی که شهامت صحبت نسبتا بی‌پروا درمورد تجربه‌ی جنسی اش را داشت فروغ فرخزاد بود. اینکه گفتمانی در این زمینه در جامعه ایران وجود ندارد، تجربه جدید برای نسلهای جدید را دشوار می‌کند.

شکاف فرهنگی

گفتمانی صریح و روشنگری وجود نداد، به جای آن پچ‌پچی در جریان است برای آن که پاسخ به پرسشهای جنسی را بدهد.

وضعیت اما دستخوش تغییر است. رضا کاظم زاده معتقد است تغییر رفتار در شرایط حاضر در فرهنگ ما امری است اجتناب ناپذیر. به نظر او میان جوانان ما و فرهنگی که در آن زندگی می‌کنند یک شکاف ایجاد ایجاد شده است: «این جوانان یا باید برای کاری که می‌کنند و عملی که انجام می‌دهند یک فرهنگ جدید بیافرینند، یا برای آنکه بتوانند آن چیزی را که فکر می‌کنند، واقعا زندگی بکنند، بایستی جامعه فعلی را ترک کنند و بروند در فرهنگ دیگری که بتوانند در آن راحت تر مطابق با ایده‌هایشان زندگی کنند.»

ناهنجاری

نبود یک گفتمان اجتماعی مشکلات زیادی ایجاد می‌کند، زیرا فرد همه کارهایی را که در رابطه با دیگری انجام می‌دهد، که رابطه جنسی هم جزء آن است باید بتواند بفهمد، بدان معنا دهد و در مورد آن توضیح دهد.
"این کاری است که معمولا فرهنگ سعی می‌کند برای فرد انجام ‌دهد. جامعه ای که شما در آن کاری را می‌کنید که فرهنگش وجود ندارد، بخشی از کاری که انجام می‌دهید، هضم ناشده در وجود شما باقی می‌ماند. و به نوعی همیشه ذهن شما را و روابط شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد."
نیتجه این هضم ناشدگی به گفته رضا کاظم زاده ناهنجاری های روحی است.

دعوت به تلاش

کاظم‌زاده در عین حال اضافه می‌کند، هیچ فرهنگی نیست که بخشی عظیمی از کلام و نمادهایش را به مسئله جنسی اختصاص نداده باشد. تمامی مراسم و آیین هایی که به وجود آمده اند تا دونفر بتوانند باهم رابطه جنسی ایجاد کنند، و در جوامع مدرن، تمام قوانین و مخصوصا تربیتی که روی آن تاکید می‌کنند و سعی می‌کنند آن را آموزش دهند، همه به خاطر اهمیتی است که این مسئله به لحاظ روانی در رابطه فرد با خودش در درجه اول و بعد با دیگری دارد.

از آنجا که در جامعه ایران گفتمان زنانه در رابطه با بدن و امیال زن به شدت سرکوب شده است، زنان سکسوآلیته را به عنوان تجربه فردی محض درک می‌کنند و با آن درگیر می‌شوند، از این رو عمدتاً قادر به فرموله کردن، تفسیر تجربه‌ی آن وانتقال ادراکهای خود از آن نیستند. گفتمانی وجود ندارد، که به مثابه نهادی باز، معناگیرنده و معنادهنده، و آموزنده و آموزاننده عمل کند. رضا کاظم زاده معقتد است: «نبود این گفتمان یک بخش از گرفتاری نسلهای جوان جامعه ماست. و این چیزی که باید روی آن دقت کرد، فکر کرد و کار کرد.»

 

مریم انصاری (رادیو دویچه وله)

 

به ما ای میل بفرستید »ارسال »چاپ »

اطلاعات بیشتر درباره‌‌‌ی موضوع

 
به اشتراک بگذارید


 
عکس روز
ImageOfTheDay