1. محتوای اصلی
  2. فهرست اصلی هدایتگر سایت (navigation)
  3. محتوای افزون‌گشته
  4. هدایتگر سرصفحه
  5. جستجو
  6. گزینش از میان ۳۰ زبان


 

زنان | 16.07.2007

سکسوالیته و هویت زنانه

 

 


یکی از ریشه‌های فرهنگی ترس از زنانگی

 

اين ترس محدود به ایران و کشورهایی دارای فرهنگ اسلامی نیست. از رضازاده می‌پرسیم: آیا این هویت مردانه آمیخته با ترس از زنانگی در غرب نیزبه‌نوعى حی و حاضر نیست؟ یک نمونه‌ی آن اینکه مردان عمدتاً در اظهار عشق ناتوانی دارند. آيا اينهم جلوه‌ى ديگرى از همان بروز مردانگى نیست؟ آیا همین عجز نیست که در ايران خود را مثلا به شکل غیرت نشان می‌دهد؟

رضا كاظم‌زاده توضیح می‌دهد که فرهنگ ما با فرهنگ غرب ريشه‌هاى مشتركی دارد. هم ایرانیان و هم اروپاییان متأثر از اديان ابراهيمی‌ هستند. گره‌خوردگى هويت مردانه با مهار غرايز و اميال و گرايشهاى زنانه: این آن چیزی است كه در جوامع متأثر از اديان ابراهيمی‌ مشترک است. این خصیصه هنوز بر روی افكار ملتها تاثير گذار است. کاظم‌زاده می‌گوید:

«تغيير خيلى بزرگى در اروپا حاصل شده است؛ خاصه از دهه‌ى هفتاد به بعد مدل سنتى مردانگى زير علامت سؤال رفته است، كه بخشی از آن توسط جنبش‌هاى اجتماعى بوده است، نه تنها فمينيست‌ها، بلکه از جمله جنبش صلح‌جوها، جنبش سبزها، اينها كه مدل مرد سخت را زير علامت سوال برده‌اند، مدل مردی را که در فرهنگ خودمان نمونه‌اش، مردى مثل داش‌آكل است.»

مرد آشتى‌يافته با خود

این تحولات دردهه‌ى هشتاد بحرانى را درمیان مردان به‌وجود آورد. آنان دچار بحرانی ارزشی شدند. معیارهايشان را گم كرده بودند و در حقيقت ديگر نمی‌دانستند مردانگى چیست. رضا کاظم زاده می‌گوید:

«پديده‌اى به وجود آمد كه عده‌ای از جامعه‌شناسان اسمش را گذاشته بودند مرد نرم یا سست. "نرم" مفهومی واكنشى بود؛ می‌شود گفت نفى آن تصوير مرد سخت بود. الان چيزى كه رويش خيلى تاكيد شده و در موردش صبحت می‌شود، پديده‌اى ا‌ست كه به آن "مرد آشتی‌یافته با خود" می‌گويند. این مردی است نوع رابطه‌اش هم با زن فرق می‌كند، يعنى زن را نه سركوب می‌كند، نه از او می‌ترسد.»

رضازاده در ادامه‌ی این بحث تأکید می‌کند که «مرد آشتى‌يافته با خود ، از یک انقلاب در رابطه‌ى بين پدر و پسر در جوامع اروپايى به وجود آمد؛ يعنى از آن نزديكى عاطفى‌ كه پدرها كم كم از اواخر دهه‌ى هفتاد و اوايل دهه‌ى هشتاد به پسرهاشان پيدا كردند؛ از بچگى به لحاظ عاطفى به آنها نزديك بودند، وقت بيشترى براى آنها گذاشتند. این امر در تربيت بچه‌هایشان، كه نسل بعد را تشكيل می‌دادند، و روى رابطه‌اى كه آنان با زن برقرار می‌كنند، تآثيرهاى بسيار مهمی‌ گذاشته است. "مرد آشتى يافته با خود" در واقع مردى است كه ديگر با بخش زنانه‌ى وجودش سر ستيز ندارد.»

ضرورت یک گفتمان اجتماعی روشنگر

زن شرقی از سخن گفتن درباره امیال جنسی شرم دارد. گفتگویی اگر صورت بگیرد، حداکثر با نزدیک ترین دوستان است. او از کودکی یاد می‌گیرد که خود را در مقابل این تمایلات حفظ کند. دخترها را، از اینکه مورد سوءاستفاده قرار بگیرند، می‌ترسانند. رابطه با جنس مخالف نه رابطه‌ای برابر، که برای استفاده یکی از دیگری، تعریف می‌شود، استفاده‌ی مرد از زن. مرد حق همه کار دارد. بازی به گونه‌ای است که زن در آخر بازنده می‌شود. مشکلات به او برگردانده می‌شوند.
مادام که روزنه‌ای برای یک گفتمان اجتماعی روشنگرانه و شجاعانه در این باره وجود نداشته باشد، نباید حیرت زده شد، اگر رابطه جنسی نیز در حد سرویس دادن یکی به دیگری بماند، یعنی همان سوءاستفاده!

نمونه‌ی اروپا

صحبت درباره مسایل جنسی در اروپای غربی به یک گفتمان اجتماعی صریح تبدیل شده است. چگونگی این رابطه با همه جزئیات آن یکی از مواد درسی آموزش دبستان و دبیرستان است. زن اروپایی این را حق خود می‌داند که درباره آن حرف بزند، بگوید چه می‌خواهد و چه گونه. در فرهنگ دموکراتیک مبتنی بر روشنگری، جنس مؤنث در همخوابگی مورد سوءاستفاده جنس مذکر قرار نمی‌گیرد. هردو جنس از رابطه‌ی جنسی آن بهره می‌برند.
حق خودباشی و بهره‌وری سربلندانه از میل جنسی، حقی نیست که دودستی به زن اروپایی تقدیم شده باشد. تلاش برای دستیابی به آن، از مبارزه برای حقوق برابر بوده و هست.

نبرد در دو عرصه

در ایران نیز نمی‌توان تصور کرد که زن در مسایل جنسی به حق برابر دست یابد، بدون آنکه تحولی اساسی در حقوق و اختیارات زنان در جامعه پدید آید. با این حال مبارزه در زمینه‌ی سکسوالیته یک تفاوت عمده با مبارزه برای تغییر قوانین تبعیض آمیز دارد. اگر زن بخواهد در ارتباط با مسایل جنسی آزادی اش را طلب کند، هم زمان در دو عرصه باید نبرد کند.
رضا کاظم زاده می‌گوید از این دو یکی در عرصه اجتماع است که اگر پیشبرد آن نسبت به موضوعات دیگر سخت تر نباشد، ساده تر هم نیست. یکی دیگر هم جنگی است که بایستی در درون خود پیش برد.»

زنی که برای حقوق برابر می‌جنگد شاید با خود مشکل پیدا نکند. درحالیکه زنی که می‌خواهد از آزادی جنسی دفاع کند، باید بتوان بر مجموعه‌ای از موانعی غلبه کند، که ناشی از تربیت اوست، ناشی از نگاه دیگران است، ناشی از احساس گناهی است که از کودکی به او القا شده
این مبارزه مشکل است، زیرا به گفته‌ی رضازاده «مسئله‌ی جنسی در وجود انسان شدیداً با مسائل عاطفی پیوند خورده است؛ و مسئله‌ی عاطفی در خیلی از موارد غیر عقلانی است؛ از این رو برخورد با آن کار ساده ای نیست."

 
 

به ما ای میل بفرستید »ارسال »چاپ »

اطلاعات بیشتر درباره‌‌‌ی موضوع

 
به اشتراک بگذارید


 
عکس روز
ImageOfTheDay