1. محتوای اصلی
  2. فهرست اصلی هدایتگر سایت (navigation)
  3. محتوای افزون‌گشته
  4. هدایتگر سرصفحه
  5. جستجو
  6. گزینش از میان ۳۰ زبان


 

کشور و مردم

آلمان معاصر

 

 

اشغال و تقسیمچرچیل، ترومن و روزولتBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  چرچیل، ترومن و استالین در کنفرانس پوتسدام

۱۹۴۵ تا ۱۹۴۹ دوره‌ی اشغال آلمان بود. اتحاد شوروی، ایالات متحده‌ی آمریکا، بریتانیا و فرانسه، که طبق قرارداد پوتسدام کشور را به چهار منطقه‌ی زیر فرمان خود تقسیم کردند، ابتدا بر آن بودند که پس از نازی‌زدایی و غیرنظامی کردن کشور، آن را دارای یک حاکمیت یکپارچه‌ی دموکراتیک کنند. اما بر سر این که نازی‌زدایی به چه معناست و منظور از دموکراسی جمهوری خلق است یا جمهوری پارلمانی، اختلاف نظر وجود داشت. جهان پس از جنگ عرصه‌ی رقابت دو قطب آمریکا و شوروی بود و طبعا این صف‌بندی در درجه‌ی اول بازتابش را در آلمان می‌یافت. نتیجه‌ی رقابتها آن شد که سرانجام در سرزمین آلمان دو دولت آلمانی شکل گرفت. دولت شکل گرفته در شرق که اتکایش به شوروی بود، بر خود "جمهوری دموکراتیک آلمان" نام نهاد و دولت غربی، که به "غرب" متکی بود،دیوار برلینBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  دیوار برلین "جمهوری فدرال آلمان". دو منطقه که از ۱۹۴۹ به بعد به صورت دو کشور درآمدند، مسیرهای رشد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مختلفی را پیمودند.در شرق مدل سوسیالیسم روسی پیاده شد، غرب اقتصاد خود را با "بازار آزاد" توصیف می‌کرد و بر آن قید "اجتماعی" نیز می‌افزود، تا آن را از یک سرمایه‌داری بی‌توجه به نابرابری‌های اجتماعی متمایز کند.

 

دو آلمان

"جمهوری فدرال آلمان" در تاریخ ۲۳ مه ۱۹۴۹ در منطقه‌های زیر مدیریت ایالات متحده‌ی آمریکا، بریتانیای کبیر و فرانسه تأسیس شد. روز تأسیس آن آغاز رسمیت اعتبار قانون اساسی آن است که ابتدا به دلیل تجزیه‌ی کشور یک سرشت‌نامه‌ی سیاسی موقت تلقی می‌شد. جمهوری فدرال مرکز خود را شهر کوچک بُن قرار داد.

تأسیس جمهوری دموکراتیک آلمان ۴ ماه بعد صورت گرفت. بخش شرقی برلین که زیر کنترل شوروی بود، به‌عنوانِ پایتخت این کشور برگزیده شد.

 

دیوار برلیندروازه‌ی براندنبورگ، Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  برلین ۱۹۶۱، دروازه‌ی براندنبورگ، نماد تقسیم کشور و جنگ سرد

شکاف میان دو کشور به جایی رسید که آلمان شرقی در سال ۱۹۶۱در مرزهایش با برلین غربی دیوار کشید، دیواری که نزدیکترین مصداق مفهوم رایج دیوار یا پرده‌ی آهنین بود. یک هدف آلمان شرقی از کشیدن دیوار به دور برلین و کنترل شدید مرزهایش در نقاط دیگر ممانعت از خروج شهروندانش بود.

 

آلمان شرقیرهبری جمهوری دموکراتیک آلمانBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  رهبری جمهوری دموکراتیک آلمان (آلمان شرقی) در حال تماشای رژه (۱۹۸۹)

آلمان شرقی، که نظام سیاسی آن زیر کنترل حزب متحده‌ی سوسیالیست (SED) قرار داشت، به بلوک شرق به رهبری شوروی پیوست. آلمان غربی سیاست پیوند قوی با غرب را پیش گرفت. به پیمان ناتو ملحق شد و در فرآیندی که منجر به تشکیل اتحادیه‌ی اروپا شد، نقش فعالی ایفا کرد. اقتصاد آن به سرعت شکوفا شد.

 

جنبش دانشجویی

آلمان غربی درگیری جدی فکری با تاریخ و بویژه‌ گذشته‌ی نازیستی خود را تازه در دهه‌ی ۱۹۶۰ آغاز کرد. اواخر این دهه سالهای قیام نسل جوان علیه نسلهای پیشین بود. جنبش دانشجویی‌ای که اوج آن سال ۱۹۶۸ بود، فضای سیاسی و فرهنگی کشور را دگرگون کرد. همبسته با این جنبش، جنبش زنان، جنبش صلح و جنبش حفظ محیط زیست رشد کرد. بسیاری ذهنها پذیرای اندیشه‌ی انتقادی شدند. این اندیشه چیرگی مکانیکی و اداری بر گذشته را کم‌تأثیر و در عرصه‌ی فرهنگ و منش و روحیه نادرخور و حتا بی‌تأثیرمی‌دانست و خواهان درگیری فکری همه‌جانبه‌ با آن بود. دموکراسی آلمانی در جریان جنبش شهروندی‌ای که با جنبش دانشجویی آغاز شد، ریشه‌‌ی استواری یافت.تظاهرات علیه شاه ایران در برلین، Bildunterschrift: تظاهرات علیه شاه ایران در برلین، یکی از فرازهای جنبش دانشجویی آلمان

 
 

به ما ای میل بفرستید »ارسال »چاپ »

اطلاعات بیشتر درباره‌‌‌ی موضوع